لاطران

بخشش در سیره پیغمبر اسلام

ناگهان همه‌چيز برگشت. دشمن از پشت‌سر به سپاه محمد(ص) هجوم آورد. حمزه بر زمين افتاد و دور محمد(ص) از يارانش خالي شد. مشرکان دندان‌هاي او را شکستند و صورتش را شکافتند. خون از پيشاني پيامبر خدا جاري شد. يارانش گفتند: «اي کاش نفرين‌شان مي‌کردي.»....

و محمد(ص) گفت: «من براي ناسزا و نفرين مبعوث نشده‌ام. من آمده‌ام تا از سر مهر آنها را به راه حق بازگردانم. بارخدايا قوم مرا هدايت کن که آنان سخت نادانند.»

و هفت سال بعد محمد(ص) نه با لعن و نفرين که با مهر و دوستي به خانه خدا بازگشت. مکيان خوب به ياد داشتند که با محمد(ص) چه کرده‌اند. شهرشان بي‌خون و خون‌ريزي سقوط کرده و وحشت از انتقام سپاهيان محمد(ص) تمام وجودشان را قبضه کرده بود. محمد(ص) خدايش را سپاس گفت و رو به آنها کرد: «شما چه مي‌گوييد و درباره‌ام چه مي‌دانيد؟»

و آنها همان‌گونه که با شاهان سخن مي‌گويند، زبان به گفتن گشودند: «ما خير و نيکي تو را مي‌گوييم و گماني جز نيکي نداريم. تو برادر بزرگوار و عموزاده گرامي ما هستي و اکنون قدرت در دستان توست»

اشک در چشمان محمد(ص) حلقه زد. رحمت خداوند بر عالميان گفت: «و من اکنون حرفي را با شما مي‌گويم که برادرم يوسف گفت. امروز هيچ خجل و متاثر نباشيد که من عفو کردم و خدا هم گناه شما را بخشد که او مهربان‌ترين مهربان‌هاست»

محمد(ص) مبعوث شد تا مکارم‌اخلاقي را در دنياي نامهربان انسان‌ها کامل کند. ابر مردي که وقتي امير مومنان درباره‌اش لب به سخن مي‌گشايد او را اين‌گونه توصيف مي‌کند: «او در جود و بخشش سرآمد مردم بود. دلي پرتوان و سينه‌اي بي‌باک داشت. در نرم‌خويي و بزرگواري بي‌مانند بود. هرکسي با او برخورد مي‌‌کرد نخست مسحور هيبت او مي‌شد و چون با او همنشين مي‌شد محمد(ص) را بهترين دوست خود مي‌يافت.»

وقتي ما خطاي فردي ديگر را ناديده مي‌گيريم و او را مي‌بخشيم در واقع خود را از خشمگين شدن رها کرده‌ايم.

ما براي بخشندگي به پول زياد، دانش بالا و مهارت‌هاي پيچيده‌اي نياز نداريم. براي بخشيدن خواهران و برادران خود هر موقعيت و هر لحظه‌اي مناسب است. و چه بهانه‌اي بهتر از آنکه اين اتفاق در روز هاي عيد اتفاق بيفتد

کافي است نگاهي به اطراف و اطرافيان خود کنيد. فرصت‌ها در گذرند و ما براي با هم بودن هميشه دلايل بيشتر از جدا بودن داريم.

ما با بخشيدن بزرگ مي‌شويم و شادي واقعي و سرشاري را در زندگي‌مان جاري مي‌کنيم.

پيامبر اكرم (ص)گفته است: «پروردگارم هفت چيز را به من سفارش کرده است: اخلاص در نهان و آشکار، گذشت از کسي که به من ظلم کرده، بخشش به کسي که مرا محروم کرده، رابطه با کسي که با من قطع رابطه کرده و سکوتم همراه با تفکر و نگاهم با عبرت.»

لطفا بلند شويد گوشي را برداريد. بلند شويد و به شيريني‌فروشي محله خود برويد.  یا يک شاخه گل بخريد و زنگ خانه‌اش را به صدا درآوريد. لطفا ثابت کنيد که با تمام قلب پيرو پيامبر اکرم هستيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت   توسط جبرائیل فرهودی لاطران  |